تبليغاتX
درد دل سياسي!!!
انتقادات شوخي و جدي سياسي

 

خدمت شما عرض كنم كه بايد بينيم تعريف سياست به معناي دروغ و كلك چقدر مي تواند كارساز باشد؟آيا مي توان با اين تعريف،يك جامعهء مردم سالار را به راحتي و بي دغدغه اداره كرد؟زماني بود كه بريتانياي كبير(كه سياست ماكياوللي اش در دنيا معروف بود)در روي كرهء زمين آنقدر مستعمره داشت كه يكي از سردمداران اين كشور استعماري،ادعا كرده بود كه خورشيد در مستعمرات ما غروب نمي كند؛يعني مستعمرات ما چنان در روي كرهء ارض گسترده اند كه با غروب خورشيد در يكي از آنها،ديگري حتما شاهد نور خورشيد خواهد بود...اما به مرور زمان و مخصوصا با آگاهي يافتن مردم آن مستعمرات،سيطرهء بريتانيا بر اين مناطق رو به كاهش نهاد و در طول سالهاي منتهي به قرن فعلي،بسياري از كشور ها استقلال خود را به دست آوردند و از زير يوغ استعمار و استثمار،رهائي يافتند.اين تجربهء تاريخي نشان مي دهد كه نمي توان با دوز و كلك،انسانها را تحت سيطره در آورد.

مي خواهم نتيجه گيري كنم كه حتي با فرض اينكه در كشور ما هم اين نوع سياست وجود داشته باشد،نمي تواند در دراز مدت دوام بياورد و در اثر آگاهي مردم،مسئولين مجبور خواهند شد كه واقعيات را با مردم در ميان نهند.هر قدر مشاركت عمومي بيشتر شده و نيز هرقدر وسائل ارتباط جمعي گسترش يابد،شفاف شدن امور هم بيشتر خواهد شد و ديگر نمي توان فكر كرد كه دولت ها مي توانند به هر شكلي كه بخواهند زمامداري كنند.

به همين دليل بنده فكر مي كنم كه نبايد با ايجاد اين توهم كه سياست،پر شر و شور است و نمي توان از آن سر در آورد،از آن گريزان شويم:بالاخره كساني كه زمام امور را در دست دارند،هر قدر هم كه كلك باز باشند،ضريب هوشي شان از من و شما كه بيشتر نيست...ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:29  توسط كيوان  | 

 چرا بسیاری از مردم و مخصوصا جوانان،نسبت به سیاست،نظری منفی پیدا کرده اند و در حقیقت از آن گریزان شده اند؟زمانی بود که مردم و خصوصا جوانان و دانشجویان،دائما پیگیر مسائل اطراف خود در جامعه بودند و نسبت به هر جریان و اتفاقی،عکس العمل نشان می دادند و موضع گیری می کردند.اما بعضا مشاهده می کنیم که برخی،وارد شدن در مسائل سیاسی را کاری عبث و یا حتی خطرناک و خانمان برانداز تلقی می کنند.در حالی که در یک جامعهء مردم سالار،آشنائی مردم با مسائل سیاسی و نیز دخالت و مشارکت آنها در این امر،جزو واجبات و ضروریات آن جامعه خواهد بود.در این بین،دلائل متعددی به ذهن من خطور می کند که می خواهم به یاری خدا،به آنها بپردازم و در این پست،آنها را موشکافی کنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 22:9  توسط كيوان  | 

در ادامهء مطلب قبلی،می خواهم به چند مصداق هم اشاره کنم:حتما نام هالیوود را شنیده اید.دائما فیلم هائی را در جهت سیاهکاری دیگران و تبرئه و مظلوم نشان دادن خودشان تولید و عرضه می نمایند...حتی تولید فیلمی مثل (ده فرمان)که شرح وقایع زندگی و دوران رسالت حضرت موسی(ع)است،داستان جالبی دارد:وقتی صهیونیست ها فلسطین را اشغال کردند،برای ترمیم وجههء مخدوش شدهء خود،سفارش ساخت این فیلم را دادند تا با پنهان شدن در پشت موضوع فیلم و قداست موسای کلیم الله،پرده بر جنایت های خود کشند...یا مثلا نام فیلم(جن گیر)را شنیده اید و شاید آن را دیده باشید:درست در اول فیلم،که اهرام مصر و وقایع وحشتناک داخل آن را نشان می دهد،صدای اذان مسلمانان به گوش می رسد و این ذهنیت غلط را در ذهن مخاطب القا می کند که اتفاقات اینچنینی،زیر سر اسلام و مسلمانان است...فیلم دیگری را (که اسمش را فراموش کرده ام)در مورد تمدن بابل(واقع در عراق کنونی)تولید کردند تا بتوانند برای حملات آمریکا به این کشور(چه در سال 1991و چه در سالهای اخیر)توجیه تراشی کنند.می گویند که در حملهء اخیر آمریکا به عراق،پنجاه درصد جنگ را رسانه ها پیش بردند و فقط نصف جنگ توسط جنگ افزار انجام گرفت...آیا واقعا جهان سومی ها هم به چنین امکاناتی دسترسی دارند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:18  توسط كيوان  | 
امروز مي خواهم در مورد نقش رسانه ها و وضعيت آن در دنياي امروز،چند كلمه اي بنويسم:با توجه به گسترش جوامع بشري و لزوم ارتباطات هر چه بيشتر انسانهاي اقصي نقاط دنيا با يكديگر و تبادل سريع و پرحجم اطلاعات،مسلما اهميت نقش رسانه ها،از قبيل رسانه هاي ديداري و شنيداري و نوشتاري و ...بر هيچ كسي پوشيده نيست و توضيح در مورد آن،تكرار مكررات است...ليكن مي خواهم اين مسئله را از ديدگاه خاص و پر اهميت ديگري مورد بررسي قرار دهم:آيا در مورد ارتباطات رسانه اي در دنيا،عدالت وجود دارد؟آيا همهء انسانها،صرف نظر از رنگ پوست و ساير پارامتر هاي ظاهري تفكيك كنندهء آنها،از امكانات يكسان براي دريافت و ارسال اطلاعات،بهره مند هستند؟آيا جريان اطلاعات به صورت صحيح و سانسور نشده،در بين افراد كرهء خاكي جريان دارد؟و آيا قدرتمندان،به دليل قدرت شان از امكانات بيشتر و ضعيفان به دليل ضعف شان از امكانات كمتري برخوردار نيستند؟واقعيت اين است كه عدالتي وجود ندارد و با تاسف فراوان بايد گفت كه قانون جنگل رسانه اي هم شديدا حكمفرماست.كشورهاي پيشرفته از انواع امكانات رسانه اي از قبيل ماهواره و اينترنت و مدارهاي ماهواره اي(يعني مداراتي كه در اطراف كرهء زمين براي حركت ماهواره در نظر گرفته مي شود و محدوديت هائي براي استفاده از آن وجود دارد)و نيز طيف فركانسي(يعني امواجي با فركانس مناسب براي ارتباطات ماهواره اي و زميني كه اتفاقا در آن هم محدوديت هائي براي استفاده وجود دارد)برخوردار هستند و 24 ساعته،انسان هاي كرهء زمين را بمباران تبليغاتي مي كنند و اخبار را به صورت گزينشي و كاملا جهت دار در جهت سياست هاي خودشان بر سر انسانها فرو مي ريزند.بنگاه هاي خبر پراكني كه يك پايشان در سازمان هاي جاسوسي است و از جريان عادلانه و سانسور نشدهء اخبار جلوگيري مي كنند...در مقام تشبيه،مثل قيفي مي ماند كه عبور مواد از يك طرفش به طرف ديگر به راحتي انجام مي شود ولي در جهت عكس،به سختي انجام مي شود...باز هم صحبت خواهيم كرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 22:17  توسط كيوان  | 
همهءما در زندگي روز مره مان،بار ها و بارها شاهد دعواهاي زن و شوهر بوده ايم و اين را تجربه كرده ايم كه هرقدر كه ديگران در اين دعواها مداخله كنند،كار بيخ پيدا كرده و به جاهاي باريك مي كشد.امّا اگر زن و شوهر خويشتنداري كرده و سعي كنند تا مشكلات شان را در بين خود و بدون تسرّي دادن آن به ديگران،مخصوصا ديگراني كه هيچ تجربه اي در حل مشكلات ندارند و احيانا مغرض هم مي باشند،حل كنند،راحت تر و سريعتر به نتيجه مي رسند. اماحالتي را در نظر يگيريد كه وقتي زني در مقابل شوهر خود كم بياورد و با يك تلفن،خواهر بزرگترش و در نتيجه باجناق بزرگ را در جريان اختلاف خود با شوهرش قرار دهد.آنوقت است كه به قول معروف خر بيار و باقالي باركن...در عالم سياست هم اين مسئله صادق است:در هر كشوري كه انتخابات در آن حاكم است،طبيعي است كه بين جناح هاي مختلف،اختلاف نظر وجود داشته باشد كه البته تحمل اين مسائل،چندان مشكل نيست.اما چيزي كه باعث لاينحل شدن موضوع مي گردد اين است كه يكي از جناح ها،اپوزسيون بازي در آورد و پاي باجناق سياسي،يعني مثلا راديو هاي بيگانه را پيش بكشد،آنوقت است كه ديگر نمي توان انتظار حل مسالمت آميز موضوع را انتظار داشت و هر دوطرف بايد هزينه هاي مختلف و متنوع بسياري را متحمل شوند.در حاليكه ميتوان در بسياري موارد،با عقلانيت و گفتمان( و نه فحشمان) مسائل را حل كرد.توجه داشته باشيد كه: ژيان ماشين نميشه،باجناق فاميل نميشه.نظر شما چيه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:47  توسط كيوان  | 
«وقتي «برنارد شاو» نويسنده بلندآوازه انگليسي- كه براي اولين بار به آمريكا سفر مي كرد- در بندر نيويورك از كشتي پياده شد و چشمش به مجسمه بزرگي افتاد كه در كرانه اقيانوس اطلس نصب شده بود، از ميزبان آمريكايي خود پرسيد؛ اين مجسمه بزرگ سنگي چيست؟ و پاسخ شنيد كه اين «مجسمه آزادي» است، برنارد شاو لبخند معني داري زد و گفت؛ «ما هم در اروپا رسم و سنت مشابهي داريم و هنگامي كه شخص عزيز و محترمي از دنيا مي رود مجسمه اش را به ياد دوراني كه زنده بود در ميدان شهر نصب مي كنيم و هر وقت به آن مي نگريم غم فقدانش را به خاطر مي آوريم و حسرت روزهايي را مي خوريم كه صاحب مجسمه از دنيا نرفته و در ميان ما بود، من هم درگذشت مرحوم آزادي را به مردم آمريكا تسليت مي گويم...» ¤¤¤ (بر گرفته از كيهان ص2 تاريخ 7/7/86)
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 20:40  توسط كيوان  | 
ضرب المثل معروف كفگير به ته ديگ خوردن را حتما شنيده ايد.مي خواهم به دو مصداق سياسي اش اشاره كنم: يكي از نمايندگان مجلس به روستائيان حوزهء انتخابيهء خود گفته بود كه دعا كنيد احمدي نژاد بميرد تا مشكلات شما حل شود.(عجب راه حلي!!!)يا روزنامهء نيويورك سان در مورد علت درخواست احمدي نژاد براي بازديد از محل انفجار يازده سپتامبر گفته است كه:تنها دليل آنكه احمدي نژاد مي خواهد از اين محل بازديد كند آن است كه برنامهء حملهءبعدي را طراحي كند(!!!)...فكر نمي كنيد كه كفگير بعضي ها بد جوري به ته ديگ خورده است؟
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 19:36  توسط كيوان  | 
از قرار معلوم،جناب يحيي كيان تاجبخش در مورد وضعيت خود در زندان اوين گفته است كه ملالي نيست جز عدم وجود استخر...نمي دانم چرا سنگ پاي قزوين به ذهنم خطور كرد؟ناسلامتي آنجا زندان اوين است و علت بازداشت هم اتهام جاسوسي،حالا چرا و به چه جرات و شهامتي برخي ها زندان را با خونهءخاله عوضي گرفته اند،الله اعلم.گويا انتظار داشتند كه با ايشان مثل تحفه اي كه از دماغ فيل افتاده باشد رفتار كنند؟كجايند آن محافل بين المللي كه اين نقض حقوق بشر(!!!) را در بوق و كرنا كنند؟
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:55  توسط كيوان  | 
در ادامهء مطلب قبلي،مي خواهم رفتار مدعيان اصلاح طلبي را با شيوهء مبارزاتي امام خميني(ره)مقايسه كنم:بعد از رحلت آيت الله بروجردي(ره)،امام خميني،مبارزه را با شكستن تقيه(=خودداري از بروز عقايد قلبي)آغاز نموده،ابتدا مدتي به نصيحت سران رژيم و مخصوصا خود شاه پرداختند،به اين اميد كه شايد اصلاح شوند‎،ليكن وقتي احساس كردند كه رژيم،درست بشو نيست،با طرح علني شعار (شاه بايد برود)،به مبارزهء خودشان تا سرنگوني شاه ادامه دادند...در حاليكه مدعيان اصلاحات،ادعا هايشان با عقايد شان سازگاري ندارد و با رويكردي منافقانه،خود را در خط امام و رهبري جا مي زنند،اما در واقع،به براندازي خاموش فكر مي كنند...ميان ماه من تا ماه گردون،تفاوت از زمين تا آسمان است...
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 18:0  توسط كيوان  | 
مدعيان اصلاح طلبي ادعا مي كنند كه در خط امام و رهبري هستند.اما واقعيات امر،چيز ديگري را نشان مي دهد:اگر اينها در ادعايشان صادق مي بودند،لا اقل بخشي از سخنان و مواضع رهبري را مي بايست پذيرا مي شدند.هر قدر كه رهبري،جوانان را به آينده اي روشن سوق مي دهند،مدعيان اصلاحات،آيهء ياس سر مي دهند.واقعيت امر اين است كه مدعيان اصلاحات،اصلا اين رژيم را قبول ندارند و تمام تلاش شان در جهت بر اندازي اين رژيم است،اما با توجه به اينكه رژيم در ميان قاطبهء مردم،جايگاه مثبتي دارد و عليرغم تمام انتقاداتي كه به عملكرد رژيم وارد است،مردم آن را دوست مي دارند،به همين جهت،مدعيان فوق،مجبورند (زيرآبي)كار كنند و ادعا كنند كه قصد اصلاح دارند،اما در واقع،تلاش و كوشش شان در جهت بر اندازي است.اگر غير از اين است،لطفا بفرمائيد كه چه نكتهء مثبتي در كارنامهء ايشان،در راستاي اصلاح رژيم(و نه براندازي آن)وجود دارد؟
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 19:12  توسط كيوان  | 
آيا شما از بين كشور هاي پيشرفته اي كه در آنها حكومت مردمي وجود دارد،كشوري را مي شناسيد كه از روز ازل،داراي حكومتي مردمي و مبتني بر راي مردم باشد؟به احتمال قريب به يقين،پاسخ شما منفي خواهد بود.تمام كشور هائي كه در حال حاضر داراي حكومت هاي مردم سالار مي باشند،در زماني دور يا نزديك،زير يوغ ديكتاتور هاي رنگ و وارنگ بوده اند كه در سايهء مبارزات مردم و خون دادن ها و رنج و سختي كشيدن ها،بالاخره شاهد پيروزي و آزادي گشته اند.به نظر شما در طول سالهائي كه مردم آن كشور ها مشغول مبارزه بوده اند،آيا عنصري به نام اميد به آينده و خوشبيني به نتيجه بخش بودن مبارزات،چه جايگاهي در دل مردم آن كشور داشته است؟آيا مي توان ادعا كرد كه بدون اميدواري به آينده،مي توان به نتيجهء مطلوب رسيد؟مي خواهم وضعيت آن مردمان مبارز را با وضعيت و روحيات اصلاح طلبان خودمان مقايسه كنم:آيا ديده ايد كه اصلاح طلبان ما،ذره اي اميد واري به جوانان و ساير مردم بدهند و آنها را نسبت به آينده اي روشن خوشبين سازند؟تمام حرف هايشان شده است آيهء ياس و نااميدي و بسته شدن فله اي روزنامه ها و دستگير شدن فلان دانشجو و...كه معمولا در طي مبارزات آزاديخواهانه بطور طبيعي وجود دارد.مردم به كدام اميد به آيندهء كشورشان دل خوش كنند؟...در قسمت بعد در مورد علت واقعي اين رويكرد غلط اصلاح طلبان،بيشتر صحبت خواهيم كرد.فراموش نكنيد كه:تا شقايق هست زندگي بايد كرد...
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:31  توسط كيوان  | 
برخي از دوستان به من انتقاد مي كنند كه چرا روزنامهء كيهان را مطالعه مي كنم.در پاسخ اين دوستان،مي خواهم مسئله را كمي تجزيه و تحليل كنم: مخالفين كيهان به دو گروه عمده تقسيم مي شوند:1)كساني كه مواضع و حرف هاي كيهان را مخالف قانون اساسي و يا ساير قوانين فرعي كشور مي دانند. 2)برخي ديگر،اصلا قانون اساسي كشور و حتي رژيم جمهوري اسلامي را قبول ندارند. در مورد اول،اگر ثابت شود كه مواضع كيهان بر خلاف قوانين اصلي و فرعي كشور است،مي توان به اين روزنامه معترض و منتقد بود و حتي مدير مسئولش را به پاي ميز محاكمه كشيد. اما در مورد بند دوم بايد عرض كنم كه ديگر اين مشكل خودشان است كه با قانون اساسي مورد تاييد يك ملت،مشكل دارند. اين همه ادعا شد كه مردم،اصلي ترين ركن دموكراسي هستند،ليكن در عمل مي بينيم كه راي همين مردم در انتخابات 84 و يا انتخابات رفراندوم جمهوري اسلامي،پشيزي براي مدعيان اصلاح طلبي ارزش ندارد...ديگه تقصير من و كيهان چيست؟
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 22:22  توسط كيوان  | 
زماني سلف صالح(!) مدعيان اصلاحات گفته بود كه جماعت ايراني،توانائي ساختن لولهنگ(آفتابه) را ندارد،چه رسد به ساختن تجهيزات صنايع بالا دستي نفت... ايكاش آن سلف صالح،الان زنده مي شد و مي ديد كه جماعت ايراني،قدرت توليد انرژي هسته اي و نيز ذرات بنيادي و ... را دارد،ليكن خلف صالح(!)ايشان،يعني مدعيان اصلاح طلبي،چگونه به نواختن ساز مخالف روي آورده و بدون در نظر گرفتن عقيدهء مردم به عنوان اساسي ترين ركن دموكراسي،مي خواهند از انرژي هسته اي و ...صرف نظر كنند...
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:11  توسط كيوان  | 
خدمت شما عرض كنم كه قبلا ،وبلاگي داشتم با آدرس( sang-e-saboor.persianblog.com)وعنوان(اتاق درد دل)كه متاسفانه به دليل هك شدن اين محيط،كان لم يكن تلقي گرديد.قصد دارم در محيط بلاگفا،همان راه را ادامه دهم.البته وبلاگ قبلي را با هدف درد دل شروع كردم،ليكن اين وبلاگ،سر از مسائل سياسي در آورد...اكنون قصد دارم تا همان مطالب و روش ها را در اين وبلاگ،با نام و عنواني كه تداعي كنندهء سياست باشد،درج نمايم.منتظر نظرات شما هستم.
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 22:43  توسط كيوان