تبليغاتX
درد دل سياسي!!!
انتقادات شوخي و جدي سياسي
از قرار معلوم،جناب يحيي كيان تاجبخش در مورد وضعيت خود در زندان اوين گفته است كه ملالي نيست جز عدم وجود استخر...نمي دانم چرا سنگ پاي قزوين به ذهنم خطور كرد؟ناسلامتي آنجا زندان اوين است و علت بازداشت هم اتهام جاسوسي،حالا چرا و به چه جرات و شهامتي برخي ها زندان را با خونهءخاله عوضي گرفته اند،الله اعلم.گويا انتظار داشتند كه با ايشان مثل تحفه اي كه از دماغ فيل افتاده باشد رفتار كنند؟كجايند آن محافل بين المللي كه اين نقض حقوق بشر(!!!) را در بوق و كرنا كنند؟
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:55  توسط كيوان  | 
در ادامهء مطلب قبلي،مي خواهم رفتار مدعيان اصلاح طلبي را با شيوهء مبارزاتي امام خميني(ره)مقايسه كنم:بعد از رحلت آيت الله بروجردي(ره)،امام خميني،مبارزه را با شكستن تقيه(=خودداري از بروز عقايد قلبي)آغاز نموده،ابتدا مدتي به نصيحت سران رژيم و مخصوصا خود شاه پرداختند،به اين اميد كه شايد اصلاح شوند‎،ليكن وقتي احساس كردند كه رژيم،درست بشو نيست،با طرح علني شعار (شاه بايد برود)،به مبارزهء خودشان تا سرنگوني شاه ادامه دادند...در حاليكه مدعيان اصلاحات،ادعا هايشان با عقايد شان سازگاري ندارد و با رويكردي منافقانه،خود را در خط امام و رهبري جا مي زنند،اما در واقع،به براندازي خاموش فكر مي كنند...ميان ماه من تا ماه گردون،تفاوت از زمين تا آسمان است...
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 18:0  توسط كيوان  | 
مدعيان اصلاح طلبي ادعا مي كنند كه در خط امام و رهبري هستند.اما واقعيات امر،چيز ديگري را نشان مي دهد:اگر اينها در ادعايشان صادق مي بودند،لا اقل بخشي از سخنان و مواضع رهبري را مي بايست پذيرا مي شدند.هر قدر كه رهبري،جوانان را به آينده اي روشن سوق مي دهند،مدعيان اصلاحات،آيهء ياس سر مي دهند.واقعيت امر اين است كه مدعيان اصلاحات،اصلا اين رژيم را قبول ندارند و تمام تلاش شان در جهت بر اندازي اين رژيم است،اما با توجه به اينكه رژيم در ميان قاطبهء مردم،جايگاه مثبتي دارد و عليرغم تمام انتقاداتي كه به عملكرد رژيم وارد است،مردم آن را دوست مي دارند،به همين جهت،مدعيان فوق،مجبورند (زيرآبي)كار كنند و ادعا كنند كه قصد اصلاح دارند،اما در واقع،تلاش و كوشش شان در جهت بر اندازي است.اگر غير از اين است،لطفا بفرمائيد كه چه نكتهء مثبتي در كارنامهء ايشان،در راستاي اصلاح رژيم(و نه براندازي آن)وجود دارد؟
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 19:12  توسط كيوان  | 
آيا شما از بين كشور هاي پيشرفته اي كه در آنها حكومت مردمي وجود دارد،كشوري را مي شناسيد كه از روز ازل،داراي حكومتي مردمي و مبتني بر راي مردم باشد؟به احتمال قريب به يقين،پاسخ شما منفي خواهد بود.تمام كشور هائي كه در حال حاضر داراي حكومت هاي مردم سالار مي باشند،در زماني دور يا نزديك،زير يوغ ديكتاتور هاي رنگ و وارنگ بوده اند كه در سايهء مبارزات مردم و خون دادن ها و رنج و سختي كشيدن ها،بالاخره شاهد پيروزي و آزادي گشته اند.به نظر شما در طول سالهائي كه مردم آن كشور ها مشغول مبارزه بوده اند،آيا عنصري به نام اميد به آينده و خوشبيني به نتيجه بخش بودن مبارزات،چه جايگاهي در دل مردم آن كشور داشته است؟آيا مي توان ادعا كرد كه بدون اميدواري به آينده،مي توان به نتيجهء مطلوب رسيد؟مي خواهم وضعيت آن مردمان مبارز را با وضعيت و روحيات اصلاح طلبان خودمان مقايسه كنم:آيا ديده ايد كه اصلاح طلبان ما،ذره اي اميد واري به جوانان و ساير مردم بدهند و آنها را نسبت به آينده اي روشن خوشبين سازند؟تمام حرف هايشان شده است آيهء ياس و نااميدي و بسته شدن فله اي روزنامه ها و دستگير شدن فلان دانشجو و...كه معمولا در طي مبارزات آزاديخواهانه بطور طبيعي وجود دارد.مردم به كدام اميد به آيندهء كشورشان دل خوش كنند؟...در قسمت بعد در مورد علت واقعي اين رويكرد غلط اصلاح طلبان،بيشتر صحبت خواهيم كرد.فراموش نكنيد كه:تا شقايق هست زندگي بايد كرد...
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:31  توسط كيوان  | 
برخي از دوستان به من انتقاد مي كنند كه چرا روزنامهء كيهان را مطالعه مي كنم.در پاسخ اين دوستان،مي خواهم مسئله را كمي تجزيه و تحليل كنم: مخالفين كيهان به دو گروه عمده تقسيم مي شوند:1)كساني كه مواضع و حرف هاي كيهان را مخالف قانون اساسي و يا ساير قوانين فرعي كشور مي دانند. 2)برخي ديگر،اصلا قانون اساسي كشور و حتي رژيم جمهوري اسلامي را قبول ندارند. در مورد اول،اگر ثابت شود كه مواضع كيهان بر خلاف قوانين اصلي و فرعي كشور است،مي توان به اين روزنامه معترض و منتقد بود و حتي مدير مسئولش را به پاي ميز محاكمه كشيد. اما در مورد بند دوم بايد عرض كنم كه ديگر اين مشكل خودشان است كه با قانون اساسي مورد تاييد يك ملت،مشكل دارند. اين همه ادعا شد كه مردم،اصلي ترين ركن دموكراسي هستند،ليكن در عمل مي بينيم كه راي همين مردم در انتخابات 84 و يا انتخابات رفراندوم جمهوري اسلامي،پشيزي براي مدعيان اصلاح طلبي ارزش ندارد...ديگه تقصير من و كيهان چيست؟
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 22:22  توسط كيوان  | 
زماني سلف صالح(!) مدعيان اصلاحات گفته بود كه جماعت ايراني،توانائي ساختن لولهنگ(آفتابه) را ندارد،چه رسد به ساختن تجهيزات صنايع بالا دستي نفت... ايكاش آن سلف صالح،الان زنده مي شد و مي ديد كه جماعت ايراني،قدرت توليد انرژي هسته اي و نيز ذرات بنيادي و ... را دارد،ليكن خلف صالح(!)ايشان،يعني مدعيان اصلاح طلبي،چگونه به نواختن ساز مخالف روي آورده و بدون در نظر گرفتن عقيدهء مردم به عنوان اساسي ترين ركن دموكراسي،مي خواهند از انرژي هسته اي و ...صرف نظر كنند...
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:11  توسط كيوان  | 
خدمت شما عرض كنم كه قبلا ،وبلاگي داشتم با آدرس( sang-e-saboor.persianblog.com)وعنوان(اتاق درد دل)كه متاسفانه به دليل هك شدن اين محيط،كان لم يكن تلقي گرديد.قصد دارم در محيط بلاگفا،همان راه را ادامه دهم.البته وبلاگ قبلي را با هدف درد دل شروع كردم،ليكن اين وبلاگ،سر از مسائل سياسي در آورد...اكنون قصد دارم تا همان مطالب و روش ها را در اين وبلاگ،با نام و عنواني كه تداعي كنندهء سياست باشد،درج نمايم.منتظر نظرات شما هستم.
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 22:43  توسط كيوان