تبليغاتX
درد دل سياسي!!!
انتقادات شوخي و جدي سياسي
همهءما در زندگي روز مره مان،بار ها و بارها شاهد دعواهاي زن و شوهر بوده ايم و اين را تجربه كرده ايم كه هرقدر كه ديگران در اين دعواها مداخله كنند،كار بيخ پيدا كرده و به جاهاي باريك مي كشد.امّا اگر زن و شوهر خويشتنداري كرده و سعي كنند تا مشكلات شان را در بين خود و بدون تسرّي دادن آن به ديگران،مخصوصا ديگراني كه هيچ تجربه اي در حل مشكلات ندارند و احيانا مغرض هم مي باشند،حل كنند،راحت تر و سريعتر به نتيجه مي رسند. اماحالتي را در نظر يگيريد كه وقتي زني در مقابل شوهر خود كم بياورد و با يك تلفن،خواهر بزرگترش و در نتيجه باجناق بزرگ را در جريان اختلاف خود با شوهرش قرار دهد.آنوقت است كه به قول معروف خر بيار و باقالي باركن...در عالم سياست هم اين مسئله صادق است:در هر كشوري كه انتخابات در آن حاكم است،طبيعي است كه بين جناح هاي مختلف،اختلاف نظر وجود داشته باشد كه البته تحمل اين مسائل،چندان مشكل نيست.اما چيزي كه باعث لاينحل شدن موضوع مي گردد اين است كه يكي از جناح ها،اپوزسيون بازي در آورد و پاي باجناق سياسي،يعني مثلا راديو هاي بيگانه را پيش بكشد،آنوقت است كه ديگر نمي توان انتظار حل مسالمت آميز موضوع را انتظار داشت و هر دوطرف بايد هزينه هاي مختلف و متنوع بسياري را متحمل شوند.در حاليكه ميتوان در بسياري موارد،با عقلانيت و گفتمان( و نه فحشمان) مسائل را حل كرد.توجه داشته باشيد كه: ژيان ماشين نميشه،باجناق فاميل نميشه.نظر شما چيه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:47  توسط كيوان  | 
«وقتي «برنارد شاو» نويسنده بلندآوازه انگليسي- كه براي اولين بار به آمريكا سفر مي كرد- در بندر نيويورك از كشتي پياده شد و چشمش به مجسمه بزرگي افتاد كه در كرانه اقيانوس اطلس نصب شده بود، از ميزبان آمريكايي خود پرسيد؛ اين مجسمه بزرگ سنگي چيست؟ و پاسخ شنيد كه اين «مجسمه آزادي» است، برنارد شاو لبخند معني داري زد و گفت؛ «ما هم در اروپا رسم و سنت مشابهي داريم و هنگامي كه شخص عزيز و محترمي از دنيا مي رود مجسمه اش را به ياد دوراني كه زنده بود در ميدان شهر نصب مي كنيم و هر وقت به آن مي نگريم غم فقدانش را به خاطر مي آوريم و حسرت روزهايي را مي خوريم كه صاحب مجسمه از دنيا نرفته و در ميان ما بود، من هم درگذشت مرحوم آزادي را به مردم آمريكا تسليت مي گويم...» ¤¤¤ (بر گرفته از كيهان ص2 تاريخ 7/7/86)
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 20:40  توسط كيوان  | 
ضرب المثل معروف كفگير به ته ديگ خوردن را حتما شنيده ايد.مي خواهم به دو مصداق سياسي اش اشاره كنم: يكي از نمايندگان مجلس به روستائيان حوزهء انتخابيهء خود گفته بود كه دعا كنيد احمدي نژاد بميرد تا مشكلات شما حل شود.(عجب راه حلي!!!)يا روزنامهء نيويورك سان در مورد علت درخواست احمدي نژاد براي بازديد از محل انفجار يازده سپتامبر گفته است كه:تنها دليل آنكه احمدي نژاد مي خواهد از اين محل بازديد كند آن است كه برنامهء حملهءبعدي را طراحي كند(!!!)...فكر نمي كنيد كه كفگير بعضي ها بد جوري به ته ديگ خورده است؟
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 19:36  توسط كيوان  |