آيا شما از بين كشور هاي پيشرفته اي كه در آنها حكومت مردمي وجود دارد،كشوري را مي شناسيد كه از روز ازل،داراي حكومتي مردمي و مبتني بر راي مردم باشد؟به احتمال قريب به يقين،پاسخ شما منفي خواهد بود.تمام كشور هائي كه در حال حاضر داراي حكومت هاي مردم سالار مي باشند،در زماني دور يا نزديك،زير يوغ ديكتاتور هاي رنگ و وارنگ بوده اند كه در سايهء مبارزات مردم و خون دادن ها و رنج و سختي كشيدن ها،بالاخره شاهد پيروزي و آزادي گشته اند.به نظر شما در طول سالهائي كه مردم آن كشور ها مشغول مبارزه بوده اند،آيا عنصري به نام اميد به آينده و خوشبيني به نتيجه بخش بودن مبارزات،چه جايگاهي در دل مردم آن كشور داشته است؟آيا مي توان ادعا كرد كه بدون اميدواري به آينده،مي توان به نتيجهء مطلوب رسيد؟مي خواهم وضعيت آن مردمان مبارز را با وضعيت و روحيات اصلاح طلبان خودمان مقايسه كنم:آيا ديده ايد كه اصلاح طلبان ما،ذره اي اميد واري به جوانان و ساير مردم بدهند و آنها را نسبت به آينده اي روشن خوشبين سازند؟تمام حرف هايشان شده است آيهء ياس و نااميدي و بسته شدن فله اي روزنامه ها و دستگير شدن فلان دانشجو و...كه معمولا در طي مبارزات آزاديخواهانه بطور طبيعي وجود دارد.مردم به كدام اميد به آيندهء كشورشان دل خوش كنند؟...در قسمت بعد در مورد علت واقعي اين رويكرد غلط اصلاح طلبان،بيشتر صحبت خواهيم كرد.فراموش نكنيد كه:تا شقايق هست زندگي بايد كرد...
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:31 توسط كيوان
|