<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>درد دل سياسي!!!</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/</link>
<description>انتقادات شوخي و جدي سياسي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 06 May 2008 18:58:25 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آشتي با سياست :(قسمت دوم)</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-QA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: AR-QA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-QA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: AR-QA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;خدمت شما عرض كنم كه بايد بينيم تعريف سياست به معناي دروغ و كلك چقدر مي تواند كارساز باشد؟آيا مي توان با اين تعريف،يك جامعهء مردم سالار را به راحتي و بي دغدغه اداره كرد؟زماني بود كه بريتانياي كبير(كه سياست ماكياوللي اش در دنيا معروف بود)در روي كرهء زمين آنقدر مستعمره داشت كه يكي از سردمداران اين كشور استعماري،ادعا كرده بود كه خورشيد در مستعمرات ما غروب نمي كند؛يعني مستعمرات ما چنان در روي كرهء ارض گسترده اند كه با غروب خورشيد در يكي از آنها،ديگري حتما شاهد نور خورشيد خواهد بود...اما به مرور زمان و مخصوصا با آگاهي يافتن مردم آن مستعمرات،سيطرهء بريتانيا بر اين مناطق رو به كاهش نهاد و در طول سالهاي منتهي به قرن فعلي،بسياري از كشور ها استقلال خود را به دست آوردند و از زير يوغ استعمار و استثمار،رهائي يافتند.اين تجربهء تاريخي نشان مي دهد كه نمي توان با دوز و كلك،انسانها را تحت سيطره در آورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-QA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: AR-QA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مي خواهم نتيجه گيري كنم كه حتي با فرض اينكه در كشور ما هم اين نوع سياست وجود داشته باشد،نمي تواند در دراز مدت دوام بياورد و در اثر آگاهي مردم،مسئولين مجبور خواهند شد كه واقعيات را با مردم در ميان نهند.هر قدر مشاركت عمومي بيشتر شده و نيز هرقدر وسائل ارتباط جمعي گسترش يابد،شفاف شدن امور هم بيشتر خواهد شد و ديگر نمي توان فكر كرد كه دولت ها مي توانند به هر شكلي كه بخواهند زمامداري كنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-QA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: AR-QA&quot;&gt;به همين دليل بنده فكر مي كنم كه نبايد با ايجاد اين توهم كه سياست،پر شر و شور است و نمي توان از آن سر در آورد،از آن گريزان شويم:بالاخره كساني كه زمام امور را در دست دارند،هر قدر هم كه كلك باز باشند،ضريب هوشي شان از من و شما كه بيشتر نيست...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ادامه دارد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 May 2008 18:58:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آشتي با سياست:(قسمت اول)</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چرا بسیاری از مردم و مخصوصا جوانان،نسبت به سیاست،نظری منفی پیدا کرده اند و در حقیقت از آن گریزان شده اند؟زمانی بود که مردم و خصوصا جوانان و دانشجویان،دائما پیگیر مسائل اطراف خود در جامعه بودند و نسبت به هر جریان و اتفاقی،عکس العمل نشان می دادند و موضع گیری می کردند.اما بعضا مشاهده می کنیم که برخی،وارد شدن در مسائل سیاسی را کاری عبث و یا حتی خطرناک و خانمان برانداز تلقی می کنند.در حالی که در یک جامعهء مردم سالار،آشنائی مردم با مسائل سیاسی و نیز دخالت و مشارکت آنها در این امر،جزو واجبات و ضروریات آن جامعه خواهد بود.در این بین،دلائل متعددی به ذهن من خطور می کند که می خواهم به یاری خدا،به آنها بپردازم و در این پست،آنها را موشکافی کنم:&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Mar 2008 18:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قیف سیاسی!!!(قسمت آخر)</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ادامهء مطلب قبلی،می خواهم به چند مصداق هم اشاره کنم:حتما نام هالیوود را شنیده اید.دائما فیلم هائی را در جهت سیاهکاری دیگران و تبرئه و مظلوم نشان دادن خودشان تولید و عرضه می نمایند...حتی تولید فیلمی مثل (ده فرمان)که شرح وقایع زندگی و دوران رسالت حضرت موسی(ع)است،داستان جالبی دارد:وقتی صهیونیست ها فلسطین را اشغال کردند،برای ترمیم وجههء مخدوش شدهء خود،سفارش ساخت این فیلم را دادند تا با پنهان شدن در پشت موضوع فیلم و قداست موسای کلیم الله،پرده بر جنایت های خود کشند...یا مثلا نام فیلم(جن گیر)را شنیده اید و شاید آن را دیده باشید:درست در اول فیلم،که اهرام مصر و وقایع وحشتناک داخل آن را نشان می دهد،صدای اذان مسلمانان به گوش می رسد و این ذهنیت غلط را در ذهن مخاطب القا می کند که اتفاقات اینچنینی،زیر سر اسلام و مسلمانان است...فیلم دیگری را (که اسمش را فراموش کرده ام)در مورد تمدن بابل(واقع در عراق کنونی)تولید کردند تا بتوانند برای حملات آمریکا به این کشور(چه در سال 1991و چه در سالهای اخیر)توجیه تراشی کنند.می گویند که در حملهء اخیر آمریکا به عراق،پنجاه درصد جنگ را رسانه ها پیش بردند و فقط نصف جنگ توسط جنگ افزار انجام گرفت...آیا واقعا جهان سومی ها هم به چنین امکاناتی دسترسی دارند؟&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Nov 2007 19:48:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قيف سياسي!!!(قسمت اول)</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>امروز مي خواهم در مورد نقش رسانه ها و وضعيت آن در دنياي امروز،چند كلمه اي بنويسم:با توجه به گسترش جوامع بشري و لزوم ارتباطات هر چه بيشتر انسانهاي اقصي نقاط دنيا با يكديگر و تبادل سريع و پرحجم اطلاعات،مسلما اهميت نقش رسانه ها،از قبيل رسانه هاي ديداري و شنيداري و نوشتاري و ...بر هيچ كسي پوشيده نيست و توضيح در مورد آن،تكرار مكررات است...ليكن مي خواهم اين مسئله را از ديدگاه خاص و پر اهميت ديگري مورد بررسي قرار دهم:آيا در مورد ارتباطات رسانه اي در دنيا،عدالت وجود دارد؟آيا همهء انسانها،صرف نظر از رنگ پوست و ساير پارامتر هاي ظاهري تفكيك كنندهء آنها،از امكانات يكسان براي دريافت و ارسال اطلاعات،بهره مند هستند؟آيا جريان اطلاعات به صورت صحيح و سانسور نشده،در بين افراد كرهء خاكي جريان دارد؟و آيا قدرتمندان،به دليل قدرت شان از امكانات بيشتر و ضعيفان به دليل ضعف شان از امكانات كمتري برخوردار نيستند؟واقعيت اين است كه عدالتي وجود ندارد و با تاسف فراوان بايد گفت كه قانون جنگل رسانه اي هم شديدا حكمفرماست.كشورهاي پيشرفته از انواع امكانات رسانه اي از قبيل ماهواره و اينترنت و مدارهاي ماهواره اي(يعني مداراتي كه در اطراف كرهء زمين براي حركت ماهواره در نظر گرفته مي شود و محدوديت هائي براي استفاده از آن وجود دارد)و نيز طيف فركانسي(يعني امواجي با فركانس مناسب براي ارتباطات ماهواره اي و زميني كه اتفاقا در آن هم محدوديت هائي براي استفاده وجود دارد)برخوردار هستند و 24 ساعته،انسان هاي كرهء زمين را بمباران تبليغاتي مي كنند و اخبار را به صورت گزينشي و كاملا جهت دار در جهت سياست هاي خودشان بر سر انسانها فرو مي ريزند.بنگاه هاي خبر پراكني كه يك پايشان در سازمان هاي جاسوسي است و از جريان عادلانه و سانسور نشدهء اخبار جلوگيري مي كنند...در مقام تشبيه،مثل قيفي مي ماند كه عبور مواد از يك طرفش به طرف ديگر به راحتي انجام مي شود ولي در جهت عكس،به سختي انجام مي شود...باز هم صحبت خواهيم كرد.</description>
<pubDate>Sun, 28 Oct 2007 18:46:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باجناق سیاسی!!!</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body&gt;همهءما در زندگي روز مره مان،بار ها و بارها شاهد دعواهاي زن و شوهر بوده ايم و اين را تجربه كرده ايم كه هرقدر كه ديگران در اين دعواها مداخله كنند،كار بيخ پيدا كرده و به جاهاي باريك مي كشد.امّا اگر زن و شوهر خويشتنداري كرده و سعي كنند تا مشكلات شان را در بين خود و بدون تسرّي دادن آن به ديگران،مخصوصا ديگراني كه هيچ تجربه اي در حل مشكلات ندارند و احيانا مغرض هم مي باشند،حل كنند،راحت تر و سريعتر به نتيجه مي رسند. اماحالتي را در نظر يگيريد كه وقتي زني در مقابل شوهر خود كم بياورد و با يك تلفن،خواهر بزرگترش و در نتيجه باجناق بزرگ را در جريان اختلاف خود با شوهرش قرار دهد.آنوقت است كه به قول معروف خر بيار و باقالي باركن...در عالم سياست هم اين مسئله صادق است:در هر كشوري كه انتخابات در آن حاكم است،طبيعي است كه بين جناح هاي مختلف،اختلاف نظر وجود داشته باشد كه البته تحمل اين مسائل،چندان مشكل نيست.اما چيزي كه باعث لاينحل شدن موضوع مي گردد اين است كه يكي از جناح ها،اپوزسيون بازي در آورد و پاي باجناق سياسي،يعني مثلا راديو هاي بيگانه را پيش بكشد،آنوقت است كه ديگر نمي توان انتظار حل مسالمت آميز موضوع را انتظار داشت و هر دوطرف بايد هزينه هاي مختلف و متنوع بسياري را متحمل شوند.در حاليكه ميتوان در بسياري موارد،با عقلانيت و گفتمان( و نه فحشمان) مسائل را حل كرد.توجه داشته باشيد كه: ژيان ماشين نميشه،باجناق فاميل نميشه.نظر شما چيه؟ &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Oct 2007 17:17:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجسمهء سياسي!!!</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>«وقتي «برنارد شاو» نويسنده بلندآوازه انگليسي- كه براي اولين بار به آمريكا سفر مي كرد- در بندر نيويورك از كشتي پياده شد و چشمش به مجسمه بزرگي افتاد كه در كرانه اقيانوس اطلس نصب شده بود، از ميزبان آمريكايي خود پرسيد؛ اين مجسمه بزرگ سنگي چيست؟ و پاسخ شنيد كه اين «مجسمه آزادي» است، برنارد شاو لبخند معني داري زد و گفت؛ «ما هم در اروپا رسم و سنت مشابهي داريم و هنگامي كه شخص عزيز و محترمي از دنيا مي رود مجسمه اش را به ياد دوراني كه زنده بود در ميدان شهر نصب مي كنيم و هر وقت به آن مي نگريم غم فقدانش را به خاطر مي آوريم و حسرت روزهايي را مي خوريم كه صاحب مجسمه از دنيا نرفته و در ميان ما بود، من هم درگذشت مرحوم آزادي را به مردم آمريكا تسليت مي گويم...»
¤¤¤
(بر گرفته از كيهان ص2 تاريخ 7/7/86)</description>
<pubDate>Sat, 29 Sep 2007 17:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> ديگ و كفگير سياسي!!!</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>ضرب المثل معروف كفگير به ته ديگ خوردن را حتما شنيده ايد.مي خواهم به دو مصداق سياسي اش اشاره كنم: يكي از نمايندگان مجلس به روستائيان حوزهء انتخابيهء خود گفته بود كه دعا كنيد احمدي نژاد بميرد تا مشكلات شما حل شود.(عجب راه حلي!!!)يا روزنامهء نيويورك سان در مورد علت درخواست احمدي نژاد براي بازديد از محل انفجار يازده سپتامبر گفته است كه:تنها دليل آنكه احمدي نژاد مي خواهد از اين محل بازديد كند آن است كه برنامهء حملهءبعدي را طراحي كند(!!!)...فكر نمي كنيد كه كفگير بعضي ها بد جوري به ته ديگ خورده است؟</description>
<pubDate>Sun, 23 Sep 2007 16:05:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استخر سياسي!!!</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>از قرار معلوم،جناب يحيي كيان تاجبخش در مورد وضعيت خود در زندان اوين گفته است كه ملالي نيست جز عدم وجود استخر...نمي دانم چرا سنگ پاي قزوين به ذهنم خطور كرد؟ناسلامتي آنجا زندان اوين است و علت بازداشت هم اتهام جاسوسي،حالا چرا و به چه جرات و شهامتي برخي ها زندان را با خونهءخاله عوضي گرفته اند،الله اعلم.گويا انتظار داشتند كه با ايشان مثل تحفه اي كه از دماغ فيل افتاده باشد رفتار كنند؟كجايند آن محافل بين المللي كه اين نقض حقوق بشر(!!!) را در بوق و كرنا كنند؟</description>
<pubDate>Sat, 22 Sep 2007 20:24:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شقايق سياسي!!!(قسمت سوم و آخر):</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>در ادامهء مطلب قبلي،مي خواهم رفتار مدعيان اصلاح طلبي را با شيوهء مبارزاتي امام خميني(ره)مقايسه كنم:بعد از رحلت آيت الله بروجردي(ره)،امام خميني،مبارزه را با شكستن تقيه(=خودداري از بروز عقايد قلبي)آغاز نموده،ابتدا مدتي به نصيحت سران رژيم و مخصوصا خود شاه پرداختند،به اين اميد كه شايد اصلاح شوند‎،ليكن وقتي احساس كردند كه رژيم،درست بشو نيست،با طرح علني شعار (شاه بايد برود)،به مبارزهء خودشان تا سرنگوني شاه ادامه دادند...در حاليكه مدعيان اصلاحات،ادعا هايشان با عقايد شان سازگاري ندارد و با رويكردي منافقانه،خود را در خط امام و رهبري جا مي زنند،اما در واقع،به براندازي خاموش فكر مي كنند...ميان ماه من تا ماه گردون،تفاوت از زمين تا آسمان است...</description>
<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 14:29:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شقايق سياسي!!!(قسمت دوم):</title>
<link>http://siasi1376.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>مدعيان اصلاح طلبي ادعا مي كنند كه در خط امام و رهبري هستند.اما واقعيات امر،چيز ديگري را نشان مي دهد:اگر اينها در ادعايشان صادق مي بودند،لا اقل بخشي از سخنان و مواضع رهبري را مي بايست پذيرا مي شدند.هر قدر كه رهبري،جوانان را به آينده اي روشن سوق مي دهند،مدعيان اصلاحات،آيهء ياس سر مي دهند.واقعيت امر اين است كه مدعيان اصلاحات،اصلا اين رژيم را قبول ندارند و تمام تلاش شان در جهت بر اندازي اين رژيم است،اما با توجه به اينكه رژيم در ميان قاطبهء مردم،جايگاه مثبتي دارد و عليرغم تمام انتقاداتي كه به عملكرد رژيم وارد است،مردم آن را دوست مي دارند،به همين جهت،مدعيان فوق،مجبورند (زيرآبي)كار كنند و ادعا كنند كه قصد اصلاح دارند،اما در واقع،تلاش و كوشش شان در جهت بر اندازي است.اگر غير از اين است،لطفا بفرمائيد كه چه نكتهء مثبتي در كارنامهء ايشان،در راستاي اصلاح رژيم(و نه براندازي آن)وجود دارد؟</description>
<pubDate>Sat, 08 Sep 2007 15:41:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siasi1376&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>siasi1376</dc:creator>
<guid>http://siasi1376.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
